علیرضا علیرضا ، تا این لحظه: 11 سال و 7 ماه و 13 روز سن داره

علیرضا داوودآبادی قند عسل مامان و بابا

19 اسفند 1393

1394/2/22 0:06
نویسنده : محدثه
77 بازدید
اشتراک گذاری

تو صبح قشنگ 18  اسفند بابایی منو گذاشت سونوگرافی و رفت دنبال کاراش.

 

وقتی نوبتمن شد، داشتم با عشق تو صفحه سیاه و سفید مانیتور که حسابی

 

پر برفک بود، دنبال تو میگشتم  و فیلم میگرفتم تا  به بابایی هم نشونت بدم، آخه

 

دیگه حسابی دلمون برات تنگ شده بود. یهو خانم دکتر گفت که پسره گلم دیگه

 

طاقت دوریمونو نداره و میخاد هر چه زودتر پا به این دنیا بذاره و انتظار طولانیمون

 

تموم بشه. انقدر احساسم عجیب بود که نمیتونم وصفش کنم. سراسر وجودم پر

 

شده بود از شادی توام با ترس. من داشتم مادر میشدم. باورم نمیشد. وقتی این

 

خبرو به بابایی دادم همینطوری اشکام میریخت. خلاصه سریع اماده شدم و رفتیم

 

بیمارستان. اون شب تو بیمارستان همش به تو فکر میکردم. به اینکهوقتی برگردیم

 

خونه با تو میایم. صبح 19 اسفند یه سری آزمایشو و .. ازم گرفتن و دکتر بهم گفت

 

تا شب تو به دنیا میای. ساعت 8 و 20 دقیقه شب 19 اسفند بود که صدای گریه

 

تو قشنگترین صدای عمرم شد و من مادر شدم.

 

خدایا به خاطر این هدیه هزار هزار مرتبه شکرت میکنیم.

 

این اولین عکسیه که از قند عسلمون گرفتم:

 

 

 

دوووست دارم نفسم

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی

نظرات (2)

دومین جشواره کتابهای صوتی
22 اردیبهشت 94 10:30
دوست بزرگوار از شما برای شرکت در دومین جشواره تولید کتابهای صوتی کودکان و نوجوانان دعوت بعمل می آید. همچنین خواهشمندیم عنوان "همکار افتخاری"ما را پذیرا بوده و ما را در اجرای این برنامه یاری فرمائید.
نازنین
29 اردیبهشت 94 21:04